العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
146
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
و بسا در پاسخ اعتراض سوم گفتند : با ولادت آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله راندن ديوان با شهاب پديد شده نه خود شهاب با اينكه گروهى پندارند اين شهابها پيش از بعثت وجود نداشتند و آن را از ابن عباس و ابى بن كعب هم روايت كردند كه از زمان بالا رفتن عيسى بن مريم تا بعثت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله ستارهاى پرت نشد و چون پس از آن پرتاب شد قريش چيزى ديدند كه نديده بودند و چهار پايان خود را قربانى و نذر كردند و بندهها را آزاد كردند و پنداشتند قيامت رسيده و خبر بيكى از بزرگانشان رسيد و گفت : چرا چنين كنيد ؟ گفتند ستارهها پرتاب شوند و در آسمان بهم يورش برند . گفت شكيبا باشيد اگر آنچه پرت شود از ستارههاى شناخته شده است وقت نابودى جهانست و اگر اختر ناشناخته است پديدهايست و بازرسى كردند اختر ناشناس بود و به او گزارش دادند ، گفت مهلت داريد اين پديده براى ظهور پيغمبرى است . و ديرى نشد كه ابو سفيان نزد دائيهاى خود نزول كرد و به آنها گزارش داد كه محمّد بن عبد اللّه ظهور كرده و مدعى است پيغمبر مرسل است . و اين گروه پندارند كتابهاى پيشين دست خوردهاند و شايد آيندهها براى طعن در اين معجزه بحث در شهب را بدان افزودند و بقدماء وابستند ، و هم شعرهاى وابسته باهل جاهليت بسا كه ساختگى باشند . « لا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلى » آغاز سخنى است براى شرح حال آنها پس از نگهداشت آسمان از رفتن آنها كه نتوانند از آن خبرى گيرند جز كه از هر سو باشند تير بدانها پرتاب شود كه آنها را براند و به عذاب سخت و پيوست ديگر سراى هم دچار باشند جز آنكه سخنى دزدد و بدنبالش شهابى سوزان باشد . ( من گويم ، برخى گفتار در باره اين آيات گذشت ) از بيضاوى - 2 : 320 - بيضاوى در - 2 : 326 - تفسيرش گفته : « طلعها » يعنى بار آن و براى شباهت از گل ميوه باز گرفته شده كه مانند آنست يا مانند اينكه از درخت برآيد و « چون سرهاى ديوان »